تبليغاتX
پندهای زندگی

پندهای زندگی

 
 
بالاخره من تونستم آپ کنم  شرمنده یه کم دیر شد 
 
 
 
زندگی آن نیست که تاس خوب بیاوری سعی کن تاس بد را خوب بازی کنی
  
 
اینده هرگز اتفاق نمی افتد بلکه  ساخته میشود
 
 
ای کاش از آنچه برای دیگران دیکته میکنیم یکبار خودمان نیز بنویسیم
 

 

عشقى كه آن را مى يابيم، خوب است، ولى آن عشق كه

 

 خود را بيابد بهتر است.

 

 

 


ويليام شكسپير

 


- براى آدم بدبخت، مرگ به منزله تخفيف از حكم حبس ابد است.

 


جفرى چاسر

 


- آنچه كاميابى به دست آورده ام، از دولت سر تنهايى بوده است.

 


فرانتس كافكا

 


- مطمئن ترين و راحت ترين راه براى شكست، رضايت از خويش است.

 


آنتونى رابينز

 


- كسانى كه چشم به راه زندگى ديگرى نيستند، حتى در همين

 

 زندگى هم مرده اند.

 


گوته

 


- فقط آن عيوبى را در ديگران نكوهش مى كنيم كه در آنها

 

نفعى به ما نمى رسد.

 


الكساندر دوماى پسر

 


- حقيقت يكى است، فرزانگان آن را با نام هاى متفاوت خوانده اند.

 


 

جبران خليل جبران

 

 

كسي كه انديشه اش كم باشد سختي اش فراوان است .

 

 

 

 

مثل دانماركي

 

 

اگر هنر و حقيقت نمي توانند يك جا جمع شوند بگذاريد هنر قرباني شود .

 

 

 

رومن رولان

 

 

زندگي نامي است براي زنده بودن ، اما ، زنده بودن دليلي

 

بر زندگي نيست .

 

 

سفر برايم هيچ چيز به جز دلتنگي نداره اما زندگي به من اموخت ...

براي بهتر ديدن عظمت هر چيز

بايد قدري از آن دور شد!!!؟؟؟؟
 
 
 

دلم براي کسي تنگ است كسي كه خالي وجودم را از خود پر مي كرد

 

 

و پري دلم را با وجود خود خالي دلم براي کسي تنگ است

 

 

کسي که بي من ماند کسي که با من نيست

 

 

 

در تاريکي شب 3 شمع روشن کردم...

 

اولی براي ديدنت،...

 

دومی براي ماندنت،...

 

سومی براي بوسيدنت.

 

در آخر هر 3 را خاموش کردم

 

 

براي در آغوش کشيدنت......

 

 

 

ای کاش می توانستم خنده باشم تا روی لبانت نشينم و غنچه بسته لبانت

 

 

 را بگشايم. ای کاش می توانستم سايه باشم تا نزديک ترين کس

 

 

 به تو بودم. آری؛ ای کاش سايه بودم تا هميشه و همه جا

 

 

 همراه و همقدم با تو بودم.

 

 

 

  

باغ بارانی...

 

کسی من را نمیپرسد   کسی من را نميجويد

 

کسی تنهايی من را نميگريد

 

دلم در حسرت يک دست

 

دلم در حسرت يک دوست

 

دلم در حسرت يک بی ريای مهربان مانده است

 

کدامين يار من را ميبرد تا انتهای باغ بارانی؟

 

کدامين آشنا آيا به جشن چلچراغ مهمان ميکند من را

 

و اما با توام

 

ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهايی!

 

تو که حتی شبی را هم به خواب من نميايی

 

تو حتی روزهای تلخ نامردی

 

نگاهت

 

التيام دستهايت را دريغ از من نميکردی

 

من امشب از تمام خاطراتم با تو خواهم گفت

 

من امشب با تمام کودکيهايم برايت اشک خواهم ريخت

 

من امشب دفتر تقويم عمرم را

 

به دست عاصی دريای ناآرام خواهم داد

 

همان درياکه بغض شکوه هايم

 

در گلوی موج خيزش زخم بر ميداشت

 

همان دريا که ميگفتی

 

تو را در من تجلی ميکند

 

ای دوست!!!!

 

بگو ای آنکه بی من تنهای تنهايی!

 

کدامين يار من را ميبرد تا انتهای باغ بارانی؟!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظر بدیاااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 29 شهریور1386 9:12 توسط نوید |


 

 

سلام به همه ی عزیزای دلم

 

ایشالله که خوبید

 

ممنون از اینکه میاینو به داشتون سر میزنید

  

این دفعه میخوام بترکووووووووووونم

 

                                امیدوارم خوشتون بیاد

 

 

 

  

خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر

 

 سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز.

 

 فریدریش نیچه

 

 

 

 

آخرين بار كه او را ديدم

 

 گردنبند صليبي به او هديه كردم

 

 گفت من كه دوستت ندارم پس چرا به من هديه مي دهي ؟

 

 گفتم بر سرهر گوري صليبي مي نهند اين صليب را بر گردنت

 

بالاي قلبت بياويز زيرا آنجا

 

 گورستان عشق من است

 

 

 

 

 

هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در قلب خویش به آن بگو:

 

دانه ها و ذرات تودرکالبد من به زندگی ادامه خواهند داد. شکوفه هایی

 

 که بایدازدانه هایی تو سرزند، فردا در قلب من شکوفا می شود

 

عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود

 

 خواهد کرد، و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم

 

خواهیم بود.  جبران خلیل جبران

 

 

 

هرگز دستي را نگير وقتي قصد شكستن قلبش را داري هرگز نگو براي هميشه

وقتي مي دوني جدا مي شي درباره احساسات سخن نگو اگر واقا وجود

 ندارد هرگز به چشماني نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري

 هرگز سلامي نده وقتي مي دوني

 خداحافظي در ذهنته!

 

 


اُرد بزرگ : اگر دیگران را با زیباترین منشها بخوانیم چیزی از ارزش

 ما نمی کاهد بلکه او را دلگرم ساخته ایم آنگونه باشد

 که ما می گویم

 

 

 

روياي با تو بودن را نمي توان نوشت نمي توان گفت و حتي نمي توان سرود.

 

 با تو بودن قصه شيريني است به وسعت تلخي تنهايي و داشتن تو

 

 فانوسي به روشنايي هر چه تاريكي در نداشتند و..... ومن

 

 همچون غربت زداي در آغوش بيكران درياي بي كسي

 

 به انتظار ساحل نگاهت مي نشينم و ميمانم

 

 تا ابد و تا وقتي كه شبنم زلال احساست

 

زنگارغم را از وجودم بشويد

 

 بانوي دريايي من

 

 

 

 

 

دانستن و از مسئولیت فروگذار نکردن و آن را به دیگران محول

 

 نکردن از نشانه های والا بودن است.

 

 فریدریش نیچه

 

 

 

 

آدما مثله يه كتاب ميمونن تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذاب هستند

پس تو هم سعي كن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني

 براي اينكه وقتي تموم بشي مطمئن باش ميرن

سره يه كتابه ديگه

 

 


اُرد بزرگ : دل کیهان را که بگشاییم این سخن را خواهیم شنید " هر کنشی

واکنشی را در پی دارد " پس بر این باور باشید ! همه کردار ما

چه خوب و چه زشت ، بی بازگشت نخواهد بود .

 

 

هيچوقت عشق رو گدايي نكنيد آخه هيچوقت چيز با ارزشي

به گدا داده نميشه!!! اينو مطمن باش

 

 

 
اُرد بزرگ : برای گردش دوروزه ، توشه ای سه روزه همراه ببر ، و اگر توان

 رسیدن به خواسته زندگی ات را  دو هزار گام می دانی خود را آماده

پیمودن سه هزار گام بنما ، چرا که شتاب در

 هنگام رهسپاری نباید کم شود .

 

 

معلم پرسيد عشق چند بخشه؟ زود دستم رو بالا گرفتم گفتم: يك بخش. اما از وقتي

كه تو رو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه: عطش ديدن تو.....

شوق با تو بودن.....و اندوه بي تو بودن.

 

 

  

اگر برای انجام کاری بزرگ ، زمان نداری.بهتر است

 

بی درنگ آن را به دیگران بسپاری.

 

 فردوسی خردمند

 

 

 

اگه يه روز من مردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سر مزارم و گل

سرخ رنگي را روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي رو كه بهت داده بودم

 رو به خاطر بيارم ولي ... اگه تو مردي......... من فقط يه بار

 ميام مزارت ميام واون دسته گله سفيده مريم رو كه با خونه

 خودم سرخشون كردم برات هديه ميكنم وعاشقانه

 كنارت جون ميدم تا بدوني

 هيچ وقت تنها نيستي.

 

  

 

 

چه حقير است و کوچک ، زندگی آنکه دستانش را ميان ديده و دنيا قرار داده

 

و هيچ نمی بيند جز خطوط باريک دستانش. در خانه نادانی،

 

 آينه ای نيست که روح خود را در آن به تماشا بنشيند.

 

  جبران خلیل جبران

 

 

 

 

عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه گذاشتن سدي در برابر روديست كه از

 

 چشمانت جاري است. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه پنهان كردن

 

 قلبي است كه به اسفناك ترين حالت شكسته است. عميق ترين درد

 

 زندگي مردن نيست  بلكه نداشتن شانه هاي محكمي است كه

 

 بتواني به آن تكيه كني و از غم زندگي برايش اشك بريزي.

 

 عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه

 

 ناتمام ماندن قشنگترين داستان

 

 زندگي است كه مجبوري

 

آخرشرا با جدايي به

 

 سرانجام برساني

 

 

 

 

تنها راه غلبه بر ترس روبرو شدن با آن است. ما غالبا به طرف حوادثی کشیده

 

می شویم که از رویارو شدن با آنها وحشت داریم.بنابراین اگر از تنهایی

 

 بترسید تنهایی را برای خود به ارمغان می آورید.اگر از بدهکاربودن

 

 بترسید به احتمال زیاد با تمام زیر و بم آن آشنا خواهید شد.

 

اگر از دستپاچگی و پریشان حالی واهمه داشته باشید همان

 

 را تجربه خواهیدکرد. این، روش زندگی برای تشویق

 

 ما انسانها به رشد کردن است.

 

 آندرو متیوز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نامه کودکانه و عاشقانه شایان جوووووونو بخونین واسه پریسا نوشته!!!

 

 

عشق و حال کردین !!!!

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوستدار همه ی شما عزیزای دلم

داش کوچیکه

 

پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست

هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر ، یک پازل جدید

 براش ساختی هنر کردی