
قسمتی از نیایش دکترعلی شریعتی
خدایا:عقیده مرا ازدست " عقده ام"مصون بدار.
خدایا:به من قدرت تحمل عقیده "مخالف" ارزانی کن.
خدایا: رشدعقلی وعلمی مرا از فضیلت "تعصب" "احساس" و "اشراق"
محروم نسازد.
خدایا:مرا همواره اگاه وهوشیار دار تا پیش ازشناختن درست
وکامل کسی یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.

خدایا:جهل امیخته باخودخواهی و حسد مرا رایگان ابزار قتاله دشمن
برای حمله به دوست نسازد.
خدایا:شهرت منی را که:"میخواهم باشم" قربانی منی که " میخواهند باشم" نکند.

خدایا:درروح من اختلاف در "انسانیت" را به اختلاف در فکر واختلاف
در رابطه با هم میامیز.
ان چنان که نتوانم این سه قوم جدا از هم را باز شناسم.
خدایا:خودخواهی را چندان درمن بکش یا درمن برکش تاخودخواهی دیگران
را احساس نکنم واز ان در رنج نباشم.
خدایا:مرا در ایمان « اطاعت مطلق بخش تا در جهان
عصیان مطلق« باشم.
خدایا:به من « تقوای ستیز» بیاموز تا درانبوه مسئولیت نلغزم و از تقوای
پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.

خدایا:مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ
غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن.
لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز.


مهم این نیست که : کی باشیم ، کجا باشیم ، چرا باشیم ، چطور باشیم !
مهم اینه که : با هم باشیم ، به یاد هم باشیم . برای هم باشیم




هميشه وقتي يکي ازم مي پرسيد چند تا دوسم داري يه عدد بزرگ ميگفتم...
ولي وقتي تو ازم پرسيدي چند تا دوسم داري گفتم : يکي !!!
ميدوني چرا ؟چون قوي ترين و بزرگترين عدديه که ميشناسم .
دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟
ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ...
تو هم يکي هستي
وسعت عشق من به تو هم يکيه ...
پس اينو بدون از الان و تا هميشه : يکي دوست دارم





دو تا چشمام همه جا دنبال تـــــــــــــــو مي گرده
با نبـــودنت دلــــم با غصــــه ها ســـر کـرده
شب و روز در پي تـــــــــــو من همه جارو گشتم
يکي گفـت غصه نخور اون داره بر مي گــرده
زندگي با عشق تــــــــــــــو رنگ ديگه داشت برام
رفتـــــــي و بدون تــــــو تلخ شده روز و شبام
دل من با هيــچ کسي نمي تونســــــت خــو بگيــــره
شب و روز منتظر و چشم به رات مونده نگام
کسـي مثل تـــــــــــــونشـــــد کسي مثل تـــــــونــبود
همــــــش از خدا مي خوام که بيــايي زود زود
کاشـــکي مي شـــد دوباره باز همـــــو پيدا بکنيـــم
سفـــــره عشقمـــونو با هــم ديـــــگه وا بکنيـــم
کاش تواين شهــــــر غريب صــــداي آشنــــــــا بياد
دل من هواتو کرده فقطـــــم تــــــو رو مي خواد
کسي مثل تــــــــــو نشــــــــد کسي مثل تــــــــو نبود
همــــــش از خدا مي خوام که بيــايي زود زود.

در آن نفس كه بميرم در آرزوي تو باشم
به آن اميد دهم جان كه خاك موي تو باشم
مي بهشت ننوشم ز دست ساقي رضوان
مرا به باده چه حاجت كه مست روي تو باشم
به وقت صبح قيامت كه سر زخاك برآمد
به گفتگوي خيزم به جستجوي تو باشم
حديث روضه نگويم گل بهشت نبويم
جمال حور نجويم دوان به سوي تو باشم

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
« دکتر علی شریعتی »

هديه ام را بپذير
يك سبد از شب بوست
بوي باران بهار است و نسيمي از دوست
ورقي از دفتر خاطره هاست...
هديه ام را بپذير
كه به آواي خوش چلچله ها نزديك است
هديه ام را بپذير
كه من اين تك گل سرخ عشق را
از باغ فردا چيده ام
تا بداني زنده ام
و برايت هديه اي از زندگي آورده ام...

بيـا كـه در غم عشقت مشوشـم بى تو
بيا ببين كه در اين غم چه ناخوشـم بى تو
شب فـراق تو مىنالـم اى پرى رخسار
چو روز گـردد گويـى در آتشـم بى تو
دمى تـو شربت وصلـم ندادهاى جانـا
هـميشه زهر فراقت هـمى چشـم بى تو
اگر تو با من مسكيـن چنين كنـى جانا
دو پايـم از دو جهان نيـز دركشـم بى تو
پيـام دادم گفتـم بيا، خوشـم ميـدار
جواب دادى و گفتى كه من خوشـم بى تو

رسوای دل
همچو نی می نالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل
من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ نا پیدای دل
همچو موجم یک نفس آرام نیست
بسکه طوفان زا بود دریای دل
دل اگر از من گریزد وای من
غم اگر از دل گریزد وای دل
ما ز رسوایی بلند آوازه ایم
نامور شد هر که شد رسوای دل
خانه مور است و منزلگاه بوم
آسمان با همت والای دل
گنج منعم خرمن سیم و زر است
گنج عاشق گوهر یکتای دل
در میان اشک نومیدی رهی
خندم از امیدواریهای دل

ترجيح مي دهم طوري زندگي کنم که گويي خدا هست
و وقتي مُردم بفهمم که نيست ،،
تااينکه طوري زندگي کنم که انگار خدا نيست
و وقتي مُردم بفهمم که هست ،،،
آلبر کامو

زندگي زيباست زشتي هاي ان تقصير ماست
در مسيرش هر چه نازيباست تدبير ماست
زندگي اب رواني است روان مي گذرد
انچه تدبير من وتوست همان مي گذرد

اینم واسه خودش حرفیه هاااااااااااااا
بهترين نوع پاسخ به هر سوال٬ پاسخی است که مثل مينی ژوپ باشد !!!
آنقدر بلند که همه مطلب را بپوشاند!
و آنقدر کوتاه که جذابيت موضوع حفظ شود!

روزگار غريبی است ..
سه نقطه هاي تو گاهي هزار واژه ومن
هنوز در تب يك نقطه از لبت بي تاب
هميشه معني صد اضطراب ... من، بي تو
هميشه ديدن بي پرده ی شما در خواب
چه عاشقانه ی پوچي! تو خوب مي داني
ميان اين همه رويا ، فقط تويي كمياب
و من چه خسته تو را چون سراب مي جويم
چه فصل خالي و تلخي ست سهم من زين خواب!
كجاست آنكه ز من آتشي بگيراند
بسازد از تن من قطعه قطعه هاي مذاب
و يا حضور تو را قصّه قصّه ، فصل به فصل...
بخواند از تو غزل هاي نابِ بي پاياب
خدا کند که غزلهای آخرم باشد
خدا کند که شوم در غمت خراب،خراب
چه روزگار غریبی ست نازنین، آری
نه حرف مانده برایم ، نه عشق های مجاب
بیا... تمام کن این انتظار را در من
بدون شرح و سه نقطه ... پر از حکایت ناب
یکی نبود و یکی بود و او نبود ... و من
هنوز در تب یک نقطه از لبت بی تاب
کارت پستالا برگرفته از سایت
http://cartpostal.blogfa.com/cat-1.aspx


